در سالهای اخیر شبکه نمایش خانگی به یکی از مهمترین میدانهای تولید و عرضه سریال در ایران تبدیل شده است؛ فضایی که بهویژه برای فیلمسازان سینما جذابیتهای تازهای ایجاد کرده و سبب شده بسیاری از کارگردانانی که پیشتر تجربهای در سریالسازی نداشتند، به این حوزه ورود کنند. بسیاری، نقطه عطف این مسیر را موفقیت چشمگیر سریال «شهرزاد» میدانند؛ مجموعهای به کارگردانی حسن فتحی که نشان داد سریالهای خارج از تلویزیون میتوانند هم مخاطب گسترده داشته باشند و هم استانداردهای تولید بالاتری را تجربه کنند. پس از آن، شکلگیری پلتفرمهای پخش برخط فیلم و سریال، شرایط را بیش از پیش برای حضور فیلمسازان سینمایی در عرصه سریالسازی مهیا کرد. فضای آزادتر، امکان پرداختن به موضوعهای متنوعتر و همچنین تضمین نسبی بازگشت سرمایه، از جمله عواملی بود که کارگردانان بیشتری را به این حوزه ترغیب کرد.در حال حاضر سه سریال در حال پخش هستند که کارگردانان آنها اصولاً بهعنوان فیلمساز سینمایی شناخته میشوند و پیش از این، آثارشان گاه با تحسین منتقدان نیز همراه بوده است. این سه سریال، نمونههایی قابل توجه از نسبت سینما و نمایش خانگی در شرایط امروز به شمار میآیند.
«وحشی» از هومن سیدی
هومن سیدی یکی از این کارگردانان است که با سریال «وحشی» در شبکه نمایش خانگی حضور دارد. سیدی پیش از این نیز تجربه سریالسازی برای پلتفرمهای ویاودی را داشته و سریال «قورباغه» را با بازی نوید محمدزاده، صابر ابر و فرشته حسینی ساخته بود؛ مجموعهای که با استقبال مخاطبان روبهرو شد و توانست جایگاه او را بهعنوان سریالسازی موفق تثبیت کند. «وحشی» دومین تجربه مهم او در این فضا محسوب میشود و فصل دوم آن در حال انتشار است. این سریال بهواسطه روایت اجتماعی خود و بهویژه بازی جواد عزتی، مورد توجه قرار گرفته و از جمله آثار موفق شبکه نمایش خانگی به شمار میآید. این مجموعه بیش از آنکه صرفاً سرگرمکننده باشد، هشداری اجتماعی است؛ هشداری از جنسی که سینمای اجتماعی ایران در سالهای اخیر کمتر به آن پرداخته است.
«هزار و یک شب» از مصطفی کیایی
در مقابل، مصطفی کیایی با سریال «هزار و یک شب» تجربهای کاملاً متفاوت را پشت سر میگذارد. کیایی پیش از این علاوه بر فعالیت بهعنوان تهیهکننده، سریال «همگناه» را نیز برای شبکه نمایش خانگی ساخته بود. «هزار و یک شب» جدیدترین اثر او است؛ سریالی که بهعنوان پربازیگرترین مجموعه شبکه نمایش خانگی معرفی شد و حتی به آن لقب «بازی تاج و تخت» ایرانی داده بودند. این سریال که محصول مشترک ایران و ترکیه است، با وجود تبلیغات گسترده، حضور بازیگران سرشناس ایرانی و ترک و فضاسازی پرزرقوبرق، نتوانست انتظارات را برآورده کند. داستان سردرگم، شخصیتهایی که ارتباط مؤثری با تماشاگر برقرار نمیکنند و فضاسازیهایی که ناپخته و تقلیدی به نظر میرسند، از جمله دلایلی هستند که سبب شدهاند «هزار و یک شب» پس از پخش نه قسمت نخست، نه نظر منتقدان را جلب کند و نه رضایت مخاطبان را بدست آورد.
«مو به مو» از پرویز شهبازی
سومین کارگردان این فهرست، پرویز شهبازی است که با سریال «مو به مو» نخستین تجربه سریالسازی خود را رقم زده است. شهبازی پیش از این با فیلمهایی چون «نفس عمیق»، «عیار ۱۴» و «دربند» بهعنوان فیلمسازی با دغدغههای اجتماعی شناخته میشد.
«مو به مو» با بازی میرسعید مولویان، هانیه توسلی، حسن معجونی و الیکا ناصری، روایتگر زندگی مردی به نام منصور است که پس از شکستهای مالی و بحرانهای خانوادگی، در موقعیتی قرار میگیرد که باید تصمیمی سخت و غیراخلاقی بگیرد. انتخابهای تازه، روابط پیچیده و ماجراهای پیشبینینشده، مسیر زندگی او را بهکلی تغییر میدهند. قسمتهای ابتدایی این سریال با واکنش مثبت منتقدان همراه بوده و توجهها را به خود جلب کرده است؛ بهویژه به این دلیل که برخلاف بسیاری از سریالهای رایج، نه بر قتل و خیانت تکیه دارد و نه بر غافلگیریهایی که معمولاً هم از کار درنمیآیند.مجموعه این تجربهها نشان میدهد شبکه نمایش خانگی به عرصهای جدی برای آزمون و خطای فیلمسازان سینمایی تبدیل شده است؛ عرصهای که میتواند هم به تولید آثار موفق و تأثیرگذار منجر شود و هم شکستهایی پرهزینه را رقم بزند.




نظر شما